قسمتی از برگ پنجم شکایت نامه مموش الموحدین در آستانه 22 بهمن 1388، شعر حاوی کلمات غیر خانوادگی می باشد:

حضرت آقا، کیرم بر سَرَت / خایه هایم جمله حلق پسَرت
سی و یک سال همه پیر و جوان / روز و شب ریدند، روح پدرت
پند مَگیری زین همه پیشینگان / چون مباشد نا در آن مغز خَرت
شیره باشد جای خون، رگ های تو / تف به قبر پدر سگ پدرت
خود نگفتی که چرا این هاشمی / تخمی تخمی، بکردی رهبرت؟
کان نباشد بهره دوستی ای خر / وی بخوسپیدست با جنده زنت
گر که با صبر بنگری بر مجتبی / یک نظر اکبر شود گُل پسرت
کودکان ، طفلان به دار آویزی / تف بر آن بیتت، عبایت، بر سرت
گر همه مردم به کشتن میدهی / کیر خر نازل شود بر مادرت
ای مموش این پیر نادان وا گذار / دیکتاتور را کَفنَست آخر کار
آن کفن را پر کنیم از ان و جیش / تا که سید غرق شود در اصل خویش
گرداب، وابسته به خبر گزاری ناموس








نوه کوروش کبیر Reply:
January 31st, 2010 at 10:57 pm
اون بد بخت، کس خل نیست. در ولایت ذوب شده
[Reply]