زیرا برخی عقاید “شخصی” اصولا برای احترام نگذاشتن به عقاید شخصی برخی دیگر به وجود آمده اند. به عنوان مثال اسلام؛ در اسلام کسانی که به موجودیت خدا اعتقاد شخصی ندارند باید نفس نکشند. مثال ساده دیگر نازیست است. هیتلر به عنوان پیغمبر نازی ها اعتقاد شخصی داشت که جهود ها داخل آدمی زاد نیستند و باید صابون شوند. گروه کی کی کی نیز که یک گروه نژاد پرستیست، فقط به زیستن انسان های سفید پوست اعتقاد شخصی دارد.
پس احترام نگذاشتن به این گونه عقاید شخصی به خصوص عقایدی همچون اسلام نباید موجب دلگیری برخی از هموطنان عزیز ما شود. من به عنوان یک خانم عقیده شخصی دارم که باید از حقوق مساوی با آقایان بهره مند باشم ولی دوستان مسلمان ما اعتقاد شخصی دارند که حقوق من باید برابر یا کمی بیشتر از یک گونی سیب زمینی باشد.
اگر پیغمبر شما از قول خدا در قرآن می گوید که عقل من کامل نیست یا به زبان ساده من عقب مانده هستم، بنده ناراحت نمی شوم و از شما نیز انتظار دارم که اگر من گفتم عقل پیغمبر شما معیوب است شما نیز ناراحت نشوید. اگرطبق عقاید شخصی شما کسانی که مسلمان نیستند نجس یا کثیف هستند، من ناراحت نمی شوم و اگر من شما و وضع کننده عقاید شخصی شما را الاغ خواندم، انتظار دارم تنها کسی که دلگیر شود شخص الاغ باشد و نه شما!
اگر شما روزی 3 بار برای کسانی که اجداد مرا را کشته اند دولا و راست می شوید من ناراحت نمی شوم و از شما نیز انتظار دارم که اگر من به دینتان تف کردم، ناراحت نشوید. از قدیم گفته اند کاری که عوض دارد گله ندارد ولی مشکل اینجاست که وقتی پای اعتقادات شخصی شما به میان می آید انگار که ارث پدریتان در خطر است و همچون خری که نشادر به ما تحتش مالیده باشند جفتک می اندازید، لعنت می کنید و برای هفت ملت آرزوی مرگ.
گرداب، وابسته به خبر گزاری ناموس









Navid Rafiee Reply:
November 20th, 2009 at 2:57 pm
haha to digeh az kodom osgol abadi dari ar ar mikoni lol
[Reply]